تبلیغات
وبلاگ مرد حنجره طلایی ایران
صفحه اصلی عناوین مطالب تماس با ما قالب سبز RSS

نویسندگان
نظر سنجی
کدوم آلبوم محسن رو دوست دارید ؟









لینک دوستان
صفحات جانبی

كد موسیقی برای وبلاگ

به ادامه ی مطلب برین

 

خاطره های مرده

 

گرد و غبار دوری

رو قاب سرد و خالی

عکس دو تا پرنده

رو شاخه های قالی

 

آینه ی پینه بسته

رو تاقچه ی شکسته

 

خاطره های مردمو زنده کن

دنیامو از پنجره آکنده کن

 

قاب و پرش کن آینه رو نگاه کن

پرنده های قالی رو راه کن

 

به خونه ی خیال من جون بده

به دفتر من سر و سامون بده

 

چند تا اتاق تاریک چندتا چراغ خاموش

یه میز بی صندلی یه دفتر فراموش

 

حیاط سرد پائیز با یک درخت تنها

یه حوض و چندتا ماهی خسته سوز و سرما

 

بازم بکن تو دستم من بهارو

بازم بیا جون بده ماهیارو

 

تکیه بده به تک درخت خونه

ای که نگات برام یه سایه بونه

بچه های اهواز

 

یاد بچه های مهربون اون زمین خاکی

 

یاد بازی یاد بازی یاد بردنا و باختنا میفتم

 

بعضی وقتام یاد جنگو

یاد موندنا و رفتنا میفتم

 

دوست دارم برم جنوب کنار جاشوای دریا

رو عرشه واسه ماهیا میخونن

 

بشینم نگاه کنم به شکل ابرا

که هنوز شکل تفنگو ترکشو تیرو جنونن

 

پدرم همیشه میگه یادته بهت میگفتم:

 

اگه بچه های اهواز که نه ابرن نه پرندن

توی بازیم ببازن توی عشقشون برندن

 

از روزگار من برو

توی شعرای سپید من جایی نمونده واسه تو

سیاهی ودربه دری  از روزگار من برو

 

برو دیگه دوست  ندارم  یه لحظه پیشم بمونی

دیگه نمی خوام تو گوشم شعرای غمگین بخونی

 

اگه نمیرییم بدون که دشمن جون منی

دلم میخواد هرجوری هست کنار من جون بکنی

 

دنیای من روشنه هو تو دشمنه روشنییا

خورشید من داره میاد بی سروپای رو سیاه

 

میخوام روزای خوبه من شکنجه ی جونت بشه

سپیدیای من تو رو تا مرز مردن بکشه

 

سیا هی و دربه دری غصه نا تموم من

چه قدر باید گریه کنم از منو گریه دل بکن

 

دختر ماه ومهر من اومده پشت دره

اون دلش میخواد منو از روزگارم ببره

 

برو دیگه دوست ندارم یه لحظه پیشم بمونید

دیگه نمی خوام تو گوشم شعرای غمگین بخونید

 

 

اگه نمیرییم بدون که دشمن جون منی

دلم میخواد هرجوری هست کنار من جون بکنی

سه شنبه ها

عزیزم یادت میاد سه شنبه ها

پا به پای هم میرفتیم تا کجا

 

کوچه های خلوت و یادت میاد

اون همه صداقت ویادت میاد

 

عزیزم یادت میاد که گریه هات چه جوری آتیش به جون من میزد

نمیشد بهت بگم دوست دارمتا میخواستم زبونم بند میومد

 

کوچه های خلوت قدم زدم توی هفته های تلخ وبی صدا

حالا روزا همشون سه شنبه اند لعنت خدا به این سه شنبه ها

 

توی هفته های بی نام و نشون روز دیونه گیا سه شنبه بود

با خودم می گفتم ای کاش ای کاش همه روزای خدا سه شنبه بود

 

گوچه های خلوت قدم زدم توی هفته های تلخ وبی صدا

حالا روزا همشون سه شنبه اند لعنت خدا به این سه شنبه ها

 

تنگ بلوری 

 

آمدی از راه دوری تنگ زیبای بلوری

آمدی دیدی دلم را خسته در کنج صبوری

 

وقت تاریکای جاده تا تو یک فانوس آمد

تشنه بودم قطره ایی را با تو اقیانوس آمد

 

قصد دل کندن ندارم از تو ای دل کنده از خود

از توای برده دلم را تو شب خوب تولد

 

ای همیشه جاودانه در میان لحظه هایم

غصه معنایی نداره تا تو می خندی برایم

 

پیش تو از یاد بردم روزهای سختی ام را

عشق مدیون تو هستم لحظه ی خوشبختی ام را

 

قصد دل کندن ندارم از تو ای دل کنده از خود

از توای برده دلم را تو شب خوب تولد

 




طبقه بندی: متن اشعار،
[ دوشنبه 3 خرداد 1389 ] [ 11:16 ] [ میر حسین ]
نظرات
درباره وبلاگ

با سلام خدمت تمامی كسانی كه وبلاگ مرا مشاهده می كنند و برای بهبود آن نظر می دهند.
من مدیر این وبلاگ ، میر حسین هستم و برای شما لحظات خوشی را در این وبلاگ آرزو می كنم.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب