تبلیغات
وبلاگ مرد حنجره طلایی ایران
صفحه اصلی عناوین مطالب تماس با ما قالب سبز RSS

نویسندگان
نظر سنجی
کدوم آلبوم محسن رو دوست دارید ؟









لینک دوستان
صفحات جانبی

كد موسیقی برای وبلاگ

به ادامه ی مطلب برین

متاسفم

کوله بار آرزوهات روی دوشت

تا کجا ها رفتی با پای پیاده

 

رفتیو به هر چی خواستی نرسیدی

متاسفم برات ای دل ساده

 

دل به هر کی دادی از سادگی دادی

زندگیتو پای دل دادگی دادی

 

هر جا که دیدی چراغی پر فروغه

تا بهش رسیدی فهمیدی دروغه

 

عاشق و خسته و غمگین و پریشون

دله به کس دلی که بی سرو سامون

 

دله زخمی دله تنها و تکیده

دله گریون منو ای دله گریون

 

کوکه بار آرزوهاتُ کی دزدید

دله دیوونه به گریه هات کی خندید

 

عاشق و خسته و غمگین و پریشون

دله به کس دلی که بی سرو سامون

 

تو رو با هول و ولات تنها گذاشتند

اونا که لیاقت عشقُ نداشتند

 

تک و تنهاییُ با پای پیاده

متاسفم برات ای دل ساده

 

 

 ابرای پاییزی

ابرای پاییزی دلگیر من 

 جوونترا چهره پیر من

چشمای من بی خبرای ساده

  منتظرای دل به جاده داده

مردمکاتون به زول زدن

باز مژه هاتون به کجا پل زدن

کاشکی بدونین که دارم هنوزم

 از اشتباه قبلیتون میسوزم

با این که هیچکس نیومد پیش من

 شبزدهها چشمای درویش من

تنها نبودم حتی یک دقیقه

 با تنهایی که بهترین رفیقه

 

گل سر

 

سر خاک مادر من هیچ کسی گریه نکردش

بابامم هیچی نمی گفت با همون نگاه سردش

 

مادرم باید بدونی بابا یی بهونه کرده

جای تو تو خونه ی ما یکیُ نشونه کرده

 

یاد تو شبا میوفتش واسه من قصه می خونه

می دونه دوسش نداره ولی باز پیشم می مونه

 

ولی من هنوز نذاشتم روی تخت تو بخوابه

چرا اون تو خونه ماست یه سوال بی جوابه

 

گلای یاس تو باغچه غروبا بهونه می گیرن

همشون یه عهدی بستند سر خاک تو بمیرن

 

 عروس قصه

ببخش عروس قصه دلم جوونی کرده

 با تو اگه یه لحظه نامهربونی کرده

چه سرنوست خوبی وقتی خوده خدا هم

 برای خوشبختیمون پا در میونی کرده

عروس خوب قصه عروس آرزوهام

 وقتی که خیلی تنهام قهر نکن با چشمام

قهر نکن عشق من قهر تو آتیشمه

من نمیخوام بسوزم وقتی دلت پیشمه

برای داشتن تو چه راه دوری رفتم

دلم میخواد بدونی راه وچه جوری رفتم

 

 فلسطین  

دنیا قراره تا به کی اینجور باشه

تا کی قراره حرف.حرفه زور باشه

 

با این ظلم و ستم انگار دنیا

چیزی نداره تا به اون مغرور باشه

 

آی ای خدا چی میشه روزی دوباره

از خاک من دستای دشمن دور باشه

 

تلخ و غم انگیزه که سهم کودک من

پیش چشام تاریکیای گور باشه

 

آه ای فلسطین شهر در ظلمت نشسته

میبینم اون شبهاتُ که پور نور باشه

 

آی آدما با دستای بی ریا تون

می خوام که چشم دشمنامون کور باشه

 

 

 

 

آه ای فلسطین شهر در ظلمت نشسته

میبینم اون شبهاتُ که پور نور باشه

 

آی آدما با دستای بی ریا تون

می خوام که چشم دشمنامون کور باشه

 

مردم فلسطینم چرا ساکت بشینم

می جنگمُ می سازمت زیباترینم

 

 




طبقه بندی: متن اشعار،
[ دوشنبه 3 خرداد 1389 ] [ 11:11 ] [ میر حسین ]
نظرات
درباره وبلاگ

با سلام خدمت تمامی كسانی كه وبلاگ مرا مشاهده می كنند و برای بهبود آن نظر می دهند.
من مدیر این وبلاگ ، میر حسین هستم و برای شما لحظات خوشی را در این وبلاگ آرزو می كنم.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب