تبلیغات
وبلاگ مرد حنجره طلایی ایران
صفحه اصلی عناوین مطالب تماس با ما قالب سبز RSS

نویسندگان
نظر سنجی
کدوم آلبوم محسن رو دوست دارید ؟









لینک دوستان
صفحات جانبی

كد موسیقی برای وبلاگ

به ادامه ی مطلب برین

راه کربلا 

خسته از نگاه عالم گوشه گیر جنگلا
خیلی دوست دارم برم به سرزمین كربلا
اما این همه پرنده چرا طاووس شدم
ای خدا ببین چطور از همه مایوس شدم
آخه چی می شد منم عقاب و شاهین می شدم
می تونستم بپرم به آرزو های خودم
همه زل زدن به پای زشت من
نمی دونند كه چیه سرشت من
نمی دونند كه می خوام چیكار كنم
دلمو به عشق كی دچار كنم
دوست دارم راهی كربلا بشم
تا منم سری توی سرا بشم

حالا از كجا برم پای پیاده ای خدا
راهمو نشون بده می خوام برم به كربلا
حالا از كجا برم پای پیاده ای خدا
راهمو نشون بده می خوام برم به كربلا
حالا از كجا برم پای پیاده ای خدا
راهمو نشون بده می خوام برم به كربلا

خسته از نگاه عالم گوشه گیر جنگلا
خیلی دوست دارم برم به سرزمین كربلا.....

شهد مسموم

زیر بارونای عمرت
تک و تنها آس و پاسم
خسته ی خسته ی خسته
عاشقم یا بی حواسم
هق هقه ابر سیاهم
بی تو افتاد به شماره
بی تو من در پی مرگم با یه چشمک یا اشاره

عسل ناب نگاهت
شهد مسموم صداقت
قصه های عاشقونه
خنجری پشت رفاقت
آخ که از اول قصه دلت از دلم جدا بود
این حریرو تو سوزوندی نگو که کار خدا بود

حالا من موندم و زخمه
پر پرواز شکسته
یکی انگار توی خونه
همه درارو بسته
توی فصل آخر من
جز تو اسم دیگهیی نیست
کاش میدونستی نگاهت
دیگه اون همیشگی نیست

عسل ناب نگاهت
شهد مسموم صداقت
قصه های عاشقونه
خنجری پشت رفاقت
آخ که از اول قصه دلت از دلم جدا بود
این حریرو تو سوزوندی نگو که کار خدا بود

می کشمت

می کشمت اگه ی روز با غریبه ببینمت
گل منی نمیذارم دست دیگه بچیندت


گولم زدی اما بدون یه روز سراغ تو میام
با خنجری تشنه واسه سینه ی داغ تو میام


میمیرم و میسوزم از این حیله و نیرنگ تو
مگه چه کردم با دلت عمری بودم تو چنگ تو


قانون تو تو عاشقی هوسه
میکشمت دستم بهت برسه


دو ته سیگار مونده رو میز
یه ماتیکی یکی تمیز


گفتی به من تنها بودی کی بوده پس اینجا عزیز


وای که دلم داره دیگه دق میکنه پرمیکشه
شب خوشیت تموم میشه صبح منم سر میزنه


نفس نفس میزنم و از دور تماشات میکنم
رفتی با اون مرد غریب ندیدی نگات میکنم


قانون تو تو عاشقی هوسه
میکشمت دستم بهت برسه

 

پنجره ی شب ایرانی 

 

انگاری اومد دوباره

یه شبه پر از ستاره

 

لحظه ی رفتنه بازم دلامون چه بی قراره

 

ببین آسمون سیاهه

تو دله سیاهی ماهه

 

تیک تیکه ساعتو میگن چشم فردا به راهه

 

وقتی هر پنجره بازه

رو به یه هوای تازه

 

بذار قلبه مهربونت رویاشو از نو بسازه

 

نگو دل تنگییو خسته

نگوغم پلکاتو بسته

 

نگو ابره که نگاهش بغضه دوریشو شکسته

 

هوای خوبو خبر کن

سایه ها رو دربه در کن

 

با غزل بارونه چشمات توی تاریکی اثر کن

 

وقتی هر پنجره بازه

رو به یه هوای تازه

 

بذار قلبه مهربونت رویاشو از نو بسازه

 

  

خود فریبی 

 

ترانه های من یه جور گلایه از غریبیه

به دل میگم یه روز میام اینم یه خود فریبیه

عاشقا تقسیم میکنن عشقو برای هم دیگه

نصیب من از عشق تو همیشه بی نصیبیه

دستای من عمری نمک خورده ی دستای توهه

هر جوری  نفرینت کنم آخر نا نجیبیه

 

 

نمی تونم

کلاهمونو اگه باد نبرده

یا که گول دلامون نخورده

یا اگه هم که خندهاش چرنده

نمی تونه به ریشمون بخنده

اگه هنوز ریشه ی ما تو خاکه

یا دستامون تو آسمون پاکه

اگه درختیمو سفید بختیم

اگه تناوریم و سبزو سختیم

من پرست نشو ننگ نواز و نشکن

حتی با دیدن شکستن تن

دلم میخواد مثه همیشه باشی

برای من ساقه و ریشه باشی

نمی تونم نمی تونم عزیزم

خاطرهای تو رو دور بریزم

رفیق خوب

من از تو دل نمی برم  اگر چه از تو دلخورم

اگر چه گفته ای تورا به خاطرات بسپرم

 

هنوز هم خیال کن کنار تو نشسته ام

منی که در جووانیم به خاطرت شکسته ام

 

تو در سراب آینه شبانه خنده میکنی

منه شکست خورده را خودت برنده میکنی

 

نیا مدی وسالها دل به جاده ها دوختم

بیا ببیم بی تو من چه عاشقانه سوختم

 

رفیق روزهای خوب

رفیق خوب روزها

همیشه ماندگارمن

همیشه در هنوزها

 

صدا بزن مرا شبی به غربتی که ساختی

به لحظه ایی که عشق را بدون من شناختی

 

صفا

دلت را خانه ی ما کن

مصفا کردنش با من

 

به ما درد خود افشا کن

مداوا کردنش بامن

 

بیا با قطره ی اشکی که من هستم خریدارش

 

بیا با قطره ای اخلاص دریا کردنش با من

 

به بازی حاجت خودرا اجابت میکنم آنی

 

طلب کن هر چه میخواهی مهیا کردنش با من

 

بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را

 

بیا پشت کن سوی لاجن پنهان کردنش با من

 

اگر گم کرده ایی ای دل کلید استجابت را

 

بیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش بامن

 

اگر عمری گنه کردی مشو نومید از زحمت

 

تو توبه ی نامه را بنویس امضاء کردنش با من

 

نفس بریده ـ ورژن جدید

به تو گفتم قبل رفتنت اگه نباشی یک روز

 

میمیرم از پا میوفتم

 

به توگفتم خودمو میکشمو پر میزنم تو آسمونا

 

بگو گفتم یا نگفتم

 

به تو گفتم زنده ام با نفس خیال چشمات

 

چشاتم تنهام گذاشتن

 

حالا من مو ندمو  تیغ و رگ دستو عکس پاره ی تو و من

بگو گفتم یا نگفتم

 

مگه بهت نگفته بودم بی تو روزگار من تیره و تاره

حالا روزگار من بعد سفر کردن تو طناب داره

 

تیغو می کشم رو رگ هام میباشه خونم رو عکسات

نتونه سدی بسازه رنگ چشمات




طبقه بندی: متن اشعار،
[ دوشنبه 3 خرداد 1389 ] [ 17:22 ] [ میر حسین ]
درباره وبلاگ

با سلام خدمت تمامی كسانی كه وبلاگ مرا مشاهده می كنند و برای بهبود آن نظر می دهند.
من مدیر این وبلاگ ، میر حسین هستم و برای شما لحظات خوشی را در این وبلاگ آرزو می كنم.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب